کلاهی: گفتمان موفقیت در دانشگاه به نفع طبقات بالاست

مولف «زمینه مندی و زمینه زدودگی آموزش عالی در ایران» می گوید: گفتمان موفقیت شکل خاصی به دانشگاه داده و به نفع طبقات بالاست چون عوامل اجتماعی و ساختاری را که یک فرد متعلق به طبقه بالا، با توسل آن به این جایگاه رسیده را نادیده می گیرد و آن را به توانایی های فردی تقلیل می دهد.

محمدرضا کلاهی مولف «زمینه مندی و زمینه زدودگی آموزش عالی در ایران» در غرفه موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی واقع در سی و سومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران حضور یافت و درباره این اثر توضیحاتی را ارائه کرد و گفت:‌ ایده اصلی من در کتاب این بود که یک نگاهی به انسان و جامعه در طول حدود دو و سه دهه اخیر داشته باشم. دیدگاهی رایج شده که پروژه من در نقد این نگاه است. من قبل از اینکه نقد آن را بگویم نمونه های بروز و ظهور این نگاه را در گفتارهای رایج امروز خودم می گویم و از خلال آن سعی می کنم توضیح دهم این چه ویژگی‌های اصلی دارد و ایراد آن چیست.

او ادامه داد:‌ یکی از مهم ترین موقعیت های بروز این گفتمان که مسایل و مشکلاتی دارد آن چیزی است که من به آن گفتمان موفقیت می گویم. این گفتمان یک ترم مرکزی دارد که همه با آن آشنا هستیم و می گوید هر کسی موفقیتش ناشی از تلاش های خودش است و همه باید تلاش کنند موفق باشند و حول این مجموعه ای از آگزیوم ها و گفتارها شکل گرفته است شامل اینکه تلاش کن، به اهدافت فکر کن و غیره.

به گفته این محقق، خیلی از آثار و کتاب ها درباره افزایش مهارت، موفقیت در چند گام، قورباغه ات را قورت بده و … منتشر شدند و شور و هیجانی از آن چیزی که من به آن موفقیت فردی می گویم به وجود آمده و ویژگی همه این جریان‌ها این است که می گوید باید موفق شد در حالیکه این امر بدیهی است و اساسا نمی توان به آن ایرادی گرفت چون همه باید موفق شوند و اینکه موفقیت حاصل تلاش هر فردی هست. آدم های پرتلاش، پشتکار، با هوش و خلاق موفق بودند و افراد ناموفق از این ویژگی‌ها برخوردار نبودند. در جنب این هسته مرکزی یک مجموعه گفتمان های دیگر هم وجود دارد به طور مثال یکی اش معنویت گرایی جدید است که انواع و اقسام بسیار متنوعی دارد.  ظن، مدیتیشن و … از این جمله است و همه آنها تلاشی برای این است که آن فرد ساخته شود و در نتیجه پشت این یک فرضی است که ساخته شدن فرد منجر به ساخته شدن جامعه می شود.

کلاهی ادامه داد: در کنار معنویت گرایی جدید خوانش کلاسیک از دین هم هست که می گوید مشکلاتی که داریم ناشی از بی ایمانی مردم است و نسخه عمومی وجود دارد که می گوید خوانش های کلاسیک دین برای قبل و بعد از مرگ برنامه دارد و همه برنامه هایش فردی است و مشخص می کند هر فرد باید چه کند و مجموعه ای از دستور العمل ها برای ساختن فرد وجود دارد.در کنار این گفتمانی که مهم است و در این سالها رایج شده گفتمان خلقیات گرایی ایرانیان است.

این محقق گفت: باز خیلی از آثار در این حوزه و در توضیح چرایی عقب ماندگی ما منتشر شده و به خلقیات ایرانی در این باره ارجاع می دهند اینکه ایرانیان دروغگو، ریاکار، تنبل و … هستند. البته این گفتمان نقطه مقابلی هم دارد که در روش و نحوه تحلیل با آن گفتمان خلقیات یکی است اما خلقیات مثبت را بیان می کند به طور مثال اینکه نژاد ایرانی برتر است و اگر الان مشکل داریم باید علت را جای دیگری جستجو کرد. این ستایش خلقیات ایرانی است که نسخه هایی مانند ملی گرایی است و نسخه دیگرش مذهبی بودن است و می گوید ایرانی ها از ابتدا مذهبی بودند و به همین دلیل اول از همه اسلام را قبول کردند. در پیوند با همه این ها یک نوع نگاه خاصی به آموزش شکل می گیرد که معتقد است اگر مشکلات اجتماعی داریم ناشی از مشکلات فردی است.

عضو هیئت علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی بیان کرد: بنابراین یک دم و دستگاه عریض و طویل از آموزش به حرکت در می آید که این افراد را آموزش داده و درمان کند. در کنار آموزش نظام درمان گری اعم از انواع روانشناسی ها، معنویت گرایی و … وجود دارد که این فرد را بسازد. پس یک دستگاه سوژه سازی راه می افتد که آموزش رسمی از مهد کودک تا دانشگاه بخشی از آن است. در این سیستم مهدکودک های دو زبانه و سه زبانه وجود دارد تا به دانشگاه برسد و هدفش ساختن فرد برای موفقیت است. پس اگرچه رواج آموزش دلایل اصلی این موضوع را شرح نمی دهد اما با هم پیوند اصلی دارد.

کلاهی گفت: اینکه وضعیت اجتماعی ما ناشی از نوع خاصی از مناسبات و روابط بین افراد و طبقه بندی افراد در مقوله های اجتماعی خاص و ارتباط این طبقه ها با هم و … است به عبارتی شکلی از سامان یابی اجتماعی این هست که سوژه را می سازد و نه برعکس در حالی که افراد را ساختارهای اجتماعی می سازند.

او افزود: اگر همه تلاشی که افراد برای ساختن خود می کردند برای بیرون خودشان آن را انجام می دادند موثرتر بود. ملکیان می گوید جامعه به جز توهم نیست و همه چیز فرهنگ است و فرهنگ هم منظورش آن چیزی نیست که مجموعه ای از فرهنگ است بلکه منظورش امیال تک تک افراد است و هر فردی باید خودش را درست کند!

کلاهی با بیان اینکه طبیعی است که در این فرایند اگر به جای اینکه هر فرد مجبور باشد فقط خودش را درست کند به جای آن به سازمان های مردم نهاد، اصناف و … شکل دهد عنوان کرد: از طریق بهبود قوانین و جایگاهش بکوشد شرایط بهتر می شود پس افراد باید مطالبه گر باشند تا اینکه در خود فرو بروند. گفتمان موفقیت غم و خشم را موضوعی درونی می داند در حالیکه چرا ادم ها باید خشم را کنترل کنند چون برخی از جاها باید خشونتت را بروز دهید. برخی از احساسات در این گفتمان سرکوب می شوند و فقط شادی به رسمیت شناخته می شود آن هم شادی مرتبط با بعد درونی فرد است نه جامعه!

به گفته کلاهی، شیوه های آموزشی خوشبختی برای این است که همه از درون احساس خوشبختی کنند در حالیکه بیرون نادیده گرفته می شود چون درون با بیرون در هم آمیخته شده و این دو از هم جدا نیست. برگردیم به مساله آموزش و اینکه در درون این نگاه باید افزایش آگاهی داشته باشیم و در همین راستا محتوای آموزش هم تحت تاثیر همین نگاه است. اینکه از بچه دو ساله تحت آموزش فرمول تا دکتراست. همه فرمول ها را یاد می دهند.

این مدرس دانشگاه اضافه کرد: اصطلاحی با نام جامعه پذیر کردن وجود دارد که می گوید چگونه فرد با جامعه درگیر می شود. حتی روانشناسی گفته بچه تا ۷ سالگی نباید آموزش ببیند بلکه باید بازی کند. من در کار قبلی ام نشان دادم که چه قدر بازی مهم است و بعد آنجا رقابت و هیجان اهمیت پیدا می کند. امروز شیوه های آموزشی مشارکتی طراحی شده که باز هم یک زیست گلخانه ای را شکل می دهند و بچه ها را با جامعه بیرون درگیر نمی کنند. اینها انگیزه من از پژوهش در این کتاب بوده است.

عضو هیئت علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی با تشریح فصول کتاب خود توضیح داد: فصل نخست مباحث نظری را به صورت تئوری توضیح می دهد. فصل دوم  دو کتاب «دانشگاه توده، دانشگاه نخبه» و «گاه و بیگاه دانشگاه» رانقد می کند. در فصل سوم با دانشجویان صحبت می کنم و دو روایت را از دانشجویان بیان می کنم که موضوعش زندگی است و نشان می دهد آرزوها، ترس‌ها، اهداف و … دانشجویان چیست و از خلال آنها نگاه زمینه مند یا زمینه زودود را شرح می دهم.

او با اشاره به رویکرد زمینه زدگی گفت: این همان نگاهی است که فرد را در جامعه نمی بیند و می خواهد فرد فقط خودش را اصلاح کند. در مقابل این نگاه رویکردی است که آموزش و پرورش را به معنای درگیری با زمینه و بیرون می داند و این آموزش درستی است. در فصل چهارم در ادامه همین گفت و گو با دانشجویان به سراغ ایرانی بودن می روم و می گویم ما ایرانی ها در زمینه زدودگی و نگاه مقالبش خودمان را چگونه می بینیم. در فصل آخر هم نگاهی به برنامه های درسی علوم اجتماعی دارم و می خواهم بگویم زمینه زدودگی مبتلای رشته علوم طبیعی است و علوم اجتماعی اساسا باید رشته هایی باشند که با جامعه درگیر باشند اما آنها مجموعه ای از نظریه های زمینه زدوده هستند و سوال این است که چرا برنامه علوم اجتماعی زمینه مند نمی شود.

او در بخش دیگری از سخنانش گفت: چند عامل طی این سه دهه با هم تقارن پیدا کرده است؛ نخست وضعیت جهانی است و مختص جامعه ایران نیست اغلب کتاب ها در حوزه روانشناسی مثبت گرا و معنوی گراست و همه تالیفات جدیدی است که ترجمه شده است. منتها این طوری نیست که کلا وارداتی باشد. در ایران هم این گفتمان وارد شده و یکی از دلایلش این است که تحلیل ها در نقد وضعیت جامعه ایران تا همین سه دهه پیش سیاسی بوده و این نقد هم معطوف به حاکمیت استبدادی بود و بعد در درون این گفتمان جنبش های اجتماعی شکل می گرفت که دموکراسی را تقویت کند و اساسا بیرون گرا بودند و نه درون گرا!

این محقق ادامه داد: تحلیل های استبدادی در ادامه تحقیر شد چون می گفت شما همه چیز را به استبداد تقلیل می دهید و دیگر باید فرهنگی مساله را دید. فرهنگ هم می گوید همه چیز را باید در درون افراد دید و اساسا تغییر باید از فرد آغاز شود. در همین راستا روشنفکری دینی علیه حضور عمومی دین از یک دین خصوصی دفاع می کرد اما این دین موجب تقویت امر درونی شد و این با نگاه های درون گرا و فرد گرا مقارن شد. بنابراین این عوامل ناشی از تعمیق شیوه های سرمایه دارانه و تجربه شکست پروژه جمعی این مساله را رقم زده است.

کلاهی در بخش دیگری از سخنانش به شرایطی که در ایران گرایش به گفتمان موفقیت و تعریف موفق بودن به واسطه تحصیلات دانشگاهی را رقم می زند اشاره کرد و گفت: آموزش اولیه در خدمت ساختن اجتماع و تامین نیروهای مورد نیاز نهادهای مدرنی است که در نتیجه این مدرنیزاسیون شکل می گیرند. دانشگاه نیز به این منظور شکل می گیرد البته پیامد طبیعی اش این است که قشر نخبه می سازد. بعد از انقلاب و گذار به دوره پساجنگ، انفجاری از گفتمان موفقیت شروع می شود. در دوره جنگ موفقیت واژه غریبی بود. در گذار جنگ به پساجنگ آرمان جمعی به موفقیت فردی تبدیل شد و همزمان انفجاری از مناسبات اقتصادی خصوصی سازی رخ داد.  از دهه ۷۰ ما با بحران مدرسه خوب مواجهه می شویم و والدین بچه ها را در مدارسی ثبت نام می کردند که حتی اگر دورتر از خانه بود اما بهتر بود و این خودش نابرابری ایجاد می کرد. چون تفاوت کیفیت در مدارس به وجود آمده بود. هنوز هم این بحران وجود دارد.

کلاهی افزود: از سوی دیگر انفجاری هم برای تقاضای ورود به دانشگاه رخ داد که ناشی از افزایش شکاف طبقاتی بود و برخی از اقشار تنها تحرک عمودی اشان دانشگاه بود. چون همه راه ها بسته شده بود و فوران رقابت باقی مانده بود. بنابراین سوال ما در کتاب این نبوده که هر کسی با چه هدفی به دانشگاه می رود بلکه گفتم گفتمان موفقیت غالب است و در این گفتمان ساختن جامعه را معادل ساختن تک تک افراد می داند و این باعث شده دانشگاه زمینه زدوده شود. حتی شیوه حضور فرد در دانشگاه فردگرایانه است.

به گفته این محقق علوم اجتماعی، حالا اینکه هر قشری با چه انگیزه ای دانشگاه می رود مساله دیگر است و باید به این پرسش ها در آثار دیگر پرداخت. به هر حال نظر من این است که گفتمان موفقیت شکل خاصی به دانشگاه داده و به نفع طبقات بالاست چون عوامل اجتماعی و ساختاری را که یک فرد متعلق به طبقه بالا، با توسل آن به این جایگاه رسیده را نادیده می گیرد و آن را به توانایی های فردی تقلیل می دهد. این گزاره خیلی مشهور مارکسی است و آگاهی کاذب یعنی همین. محال است که در آبدارچی های اداره ها کسی را پیدا کنید که پدرش پولدار باشد. چون آنکه ثروتمند است فرزندش هم ثروتمند است. بنابراین این گفتمان موفقیت نظام طبقاتی را پنهان می‌کند. از سوی دیگر بسیاری از افراد متعلق به طبقه بالا ممکن است اساسا دانشگاه نروند چون ممکن است نیازی به آن نداشته باشد و وارد تجارت شوند.

کلاهی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه گفتمان موفقیت در خدمت نظام حاکم است گفت: بنابراین شما نمی‌توانید به نهاد آموزش توصیه ای کنید پس من توصیه ای برای بروکراسی آموزشی ندارم چون به حرف من گوش نمی دهند و تصمیماتش از خلال مشورت با کارشناسان شکل نمی گیرد و سازوکار بسیاری پیچیده ای دارد که حرف من آخرینش نیست.

او با تاکید بر اینکه برای اینکه وضعیت نظام آموزش بهتر شود فضای دانشجویی باید معطوف به بیرون باشد گفت: شور و نشاط باید به دانشگاه برگردد و باید توسط انجمن ها و نهادهای مختلف در دانشگاه ها دانشجویان با هم پیوند برقرار کنند و از طریق مطالبه گری محتواهای آموزشی از پایین اصلاح شود.

کلاهی در پایان گفت: سوژه انسانی سوژه مطیعی نیست که هر کاری به او گفتند انجام دهد بنابراین ما می‌‌بینیم که اساسا دانش آموز در فرایندی که در مدرسه تا دانشگاه خلاف جهت آب حرکت می‌کند ساخته می شود.

دسته بندی: اخباراخبار علمیتازه‌هاگفت‌و گومعرفی کتابنشست

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *